نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت هشتاد و هفتم :
نگاهم را به متین دوختم و بدون اندکی واکنش نسبت به مهمان هایش با لحن سردی گفتم
_ آقای نامدار با من کاری داشتید!
جای متین اما صدای شهره در اتاق پیچید
_ به به سایه جون چقدر خوشحالم میبینمت عزیز دلم! فکر کنم حواست به ما سه تا آدم گنده نبود که سلام نکردی نه!
پوزخندی زدم! زبان تند و تیز و متلک گویش هنوز خوب کار میکرد. یک لنگه ابرویم را بالا انداختم و
مصنوعی و به زور لبخندی روی لب
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
وای نگووووووو مگه من میتونم به سرو قشنگم پارت هدیه ندم آخه دختر😍
۸ ماه پیشمیم
4می دونستم اینا بیکار نمی شینن،پس هم از حامد می دونن هم گذشته اینا همه رو درآوردن،خب عاشقن که باشن گناه که نکردن،مثل شما دوتا هم نبودن روزی با یه نفر باشن😠😠🙏🏻❤️🌹
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
متین کاری و کرد که نباید میکرد افتاد تو چاه مادرش
۸ ماه پیشمیم
3وای سایه طفلک می دونستم این یه مبارزه ناعادلانه ونابرابره،لعنت به همشون خیابونیای هرجایی 😭😡
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
واقعا لعنت بهشون🥺
۸ ماه پیشمیم
4خیلی بی شرفه متین مثل مادرشو ویدا،یعنی چی چک سفته هات دستمه دیگه به ثمر مادر مرده چکار داری 😡😭
۸ ماه پیشسرو
4وای سمانه چه استوری گذاشتی آدم قلبش اکلیلی میشه
۸ ماه پیشسهیلا
4قلبممممممممممم خدااااااااااا سمانه جون کشت من یکی و😭😍
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
الهی😄
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
به عشق خودتون گذاشتم☺️❤️🔥
۸ ماه پیشسهیلا
4زنیکه عوضی قشنگ فهمیده ماجرا رو حالا با پسرش دارن عقده میکنن وای بمیرم واسه سایه با چخ حالی زد بیرون😭😭😭😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره بچه🥺
۸ ماه پیشسرو
4خیالت راحت حامدبا عاشقانه هاش همه رو میشوره ومیبره
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
موافقم😉
۸ ماه پیشسهیلا
4اصلا باورم نمیشه خدایا متین تو چقدر عوضی هستی اخه
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
بیشتر از اینا
۸ ماه پیشسرو
4سهیلا بیا ببین چه استوری گذاشته سمانه جون
۸ ماه پیشسهیلا
3واااااااااااااای سرو دلم ریخت😭😭😭😭😭😭
۸ ماه پیشسهیلا
3برگام ریخت قشنگ تو این پارت
۸ ماه پیشسرو
3وای سهیلا کجاست پس خبری ازش نیست
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
تو و سهیلا یکی در میون غیبتون میزنه😄
۸ ماه پیشسهیلا
3من اومدممممممم تو شوکم هنوز بعد این پارت
۸ ماه پیشسرو
3ای وای چرا متین همچین شد چرا این حرف را به سایه زد آخه احمق تو که سه ساله سایه رو میخوای هنوز نفهمیدی ثمر دخترش نیست چرا اینقدر ادعا داری
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
وقتی عقده کرده هیچی ازش بعید نیست دیگه🥲
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سرو
1یعنی قشنگ گفتی سرو دیگه پارت هدیه نخواه که بهت نمیدم